خرید بک لینک

عرض سلام و ادب خدمت بازدیدکنندگان وبلاگ بنده،امیدوارم حالتان عالی باشد و در سایه الطاف الهی لحظات سراسر خوشی و رنگارنگی در دفترچه روزهای عمرتان به تحریر درآورید.
در این پست درباره 1 1 که از پایه ها و ارکان 1ی فرهنگ تشیع و اسلام است مختصر توضیحاتی عرض مینماییم،امید است مورد توجه شما قرار گیرد...
چه مهم است شیعیان رکن اصلی فرهنگ دینی مذهبی خویش را بشناسند و به اصل و ریشه آن پی ببرند و از تاریخ و رویدادهای آن درس بگیرند،همانطور که مستحضرید تاریخ بهترین معلم ما است و ما میتوانیم از آن درسهای نیکی را استخراج نماییم و آنرا در زندگی و جامعه بکار ببندیم.
دین اسلام دریایی از معرفت و حکمت و علم و کلام است و از اصول آن اعتقاد به توحید،معاد،نبوت و همه کارها و رفتارهای نیک هستند که ریشه آن به هزاران سال قبل بر میگردد،لازم بذکر است که خداوند بیش از ۱۲۴۰۰۰(صد و بیست و چهار هزار)پیامبر را برای ما انسانها تا انسانیتمان را فراموش نکنیم و در انسان بودن و انسانی زندگی کردن و انسان ماندنمان تلاش نماییم.
_میپرسید انسان بودن و انسانی زندگی کردن چیست؟
کلیت واژه انسان یعنی اینکه چون ما اشرف مخلوقات هستیم و خداوند حکیم به ما قدرت تفکر و اختیار و اراده عطا نموده اند و ذاتا بسوی نیکی ها گرایش داریم و از بدیها دوریم باید راه و مسیر نیک را بیابیم و بسوی آن حرکت نماییم و پله های ترقی و رشد را طی نماییم.
حال راه نیک و خیر در طول تاریخ بشریت در کنار راه بد و شر صفحه هایی را به نگارش در آورد که مطالبی از آن در دسترس نسل ما و آیندگان است،راه نیک از آدم ابوالبشر و تمامی فرستادگان و پیامبران و کتابهای آسمانی نازل شده از طرف خداوند دانا تا کنون ادامه داشته است و ادامه خواهد داشت همانطور که راه شر هم ادامه دارد تا اینکه نهایتا مقابل یکدیگر قرار گیرند و پیروزی نیک بر شر مستحق یابد و انسانها را از تعلقات کذب در آورد و آنان را تعالی نماید.
اسلام هم راه نیک و اکمل ادیان توحیدی گذشته خویش بوده است،اما حقیقتا مطلبی که باید بدور از تعصب و افراط و بر اساس حقیقت و درستی است را بیان نماییم و حقیقت را قبول نماییم این است که با رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)،دریای اسلام بدلیل اشتباهات تاریخی که ثمره اعمال مردم آن دوران بود به رودهای مختلفی تقسیم و تبدیل شد.
به قطع یقین میتوان گفت که تمامی رویدادهای ناگوار بعد از آن دوران تلخ که شرح خواهیم داد همگی ریشه در همان ثمره انتخاب اشتباه مردم آن دوران را دارد.
بر اساس تاریخ مکتوب و اسناد معتبر تاریخی بنده بر این عقیده ام که اکثر مردم پس از رحلت جانسوز حضرت محمد(ص)انتخابشان اشتباه بود و از دستور پیامبر خدا سرپیچی نمودند و راه انحرافی ساختند که منشأ و منبع مشکلات و مسائل و رویدادهای بعد از آن بود.
این انتخاب اشتباه در سقیفه بنی ساعده رخ داد و اکثر افراد حاضر در آن شورا بنفع ابوبکر رأی دادند و اکثر مردم هم ابوبکر را بعنوان ولی و جانشین پیغمبر اسلام برگزیدند،در مقابل حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) و عده محدودی حضور داشتند که پیروان امام علی(ع)خواستار ستاندن حق بودند و درخواست مخالفت با چنین انتخاب اشتباهی را داشتند،ولی باز هم علی حیدر کرار ساکت ماندند و به پیروانشان توصیه نمودند که سکوت اختیار نمایند.در سکوت امام علی(ع) حکمتی نهفته بود و کار علی شیر خدا بی حکمت نبود.ایشان با وجود اینکه حقشان خورده شده بود و غم این را داشتند که چه مردمان نادانی که بدستور موثق پیامبر اسلام گوش ندادند و از آن منحرف شدند،برای مصلحت و ثبات و پایداری دین اسلام و جلوگیری از هر گونه اختلافات میان مسلمانان و در نتیجه کشت و کشتار و جنگ،سکوت را اختیار نمودند.
ولی مورد تأسف است که باز هم مردم پشت امام علی(ع)را نگرفتند و بعد از ابوبکر،عمر و عثمان بترتیب خلیفه مسلمانان شدند و ما باید قبطه بخوریم که چه قدر مردمان آن عصر نادان بوده اند و ما نمیدانیم که چه قدر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب از مردم نادان آن عصر زخم ها خورد و مردم قدر چنین نور والا مقامی را ندانستند و تا میتوانستند به دشمنی با ایشان برخواستند،براستی که منجی آن دوران علی(ع)بود ولی کو مردمان لایق و شاگردان معرفت؟!
پس از سه خلیفه ذکر شده،مسلمانان امام علی(ع)را بزور شمشیر و التماس طوری که بر اساس روایات معتبر مردم بطرف ایشان برای بیعت کردن هجوم بردند که فرزندان ایشان حسن و حسین(علیهما السلام)میان مردم کوفته شدند،ولی چه فایده که این مردم آنوقت که باید قدر ایشان را میدانستند ندانستند و ترک دوستی و وصل به نور معرفت ایشان را قطع نمودند.
وقتی تاریخ سراسر عدل امام علی(ع)را میخوانیم واقعا ناراحت میشویم و تا حدودی میفهمیم که امام علی(ع)چه دردها و چه زخمهایی که نخوردند ولی هیچگاه نمیتوانیم درکشان کنیم...بی گمان باعث تأسف است که سراسر تاریخ امامتشان در جنگ و نبرد با مردم نادان سوری و عراقی که اکثرشان کوفی بودند،همانهایی که با نهایت بی احترامی به آل محمد با لگد درب را به روی جگر گوشه حضرت محمد(ص) یعنی حضرت فاطمه زهرا(س)کوبیدند و بعدها پشت فرزندانشان یعنی امام حسن(ع) و امام علی(ع)را خالی کردند و کمر حضرت زینب(س)را شکستند و واقعه ناگوار عاشورا را در صفحه خونین تاریخ به رنگ لاله در آوردند...
همین اشتباه بزرگ سبب تمامی مصائب بعد از آن شد و تاریخ اصل اسلام را تا حدود زیادی منحرف کرد،پس وظیفه تمامی فرهیختگان و بزرگان و عالمان است که حقیقت و اصل فرهنگ علوی که از نظر بنده گزیده همین مطلب بوده را به تمام فرزندان و دانش آموختگان و نسلهای بعد منتقل نمایند و ملت را با اسلام حقیقی که شیعه است آشنا نمایند و فرهنگ علوی را که رکن و پایه اصلی فرهنگ تشیع و اسلام است را حفظ نمایند و از تاریخ درس بگیرند و در انتخاباتشان درست عمل نمایند که مبادا سبب مصائب و مشکلات نسلهای آیندشان شوند انشاءلله.
آرزوی سلامتی و موفقیت و عاقبت بخیری دارم برای همگی شما خوبان.
سینا شفیعی

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت 21:32 توسط Sina shafiei  | 

برچسب: نویسنده: نیکان طاهری تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 19:33

صفحه بندی